ولنتاين برای ما نيست . . .

« به نام آرام بخش قلبها »

برخی ملت های نو پا که تاریخ درست و حسابی ندارندو یا از تمدن و آثار جالب توجه محروم هستند ، حق دارند اگر در شیفته مناسبت هایی شوند که از پس قرن ها جاودانه مانده و یادآور تاریخی شگرف و تمدنی با شکوه است . ایرانیان جزو  چنین ملت هایی هستند ؟یا شاید بدتر از آنان ؟ ملتی که قدر سرزمین و تاریخ و تمدنش را نداند چگونه ملتی است؟

ایران ، سرزمین پاک ما، با تمدن چند هزار ساله اش ،با افتخارات و اسطوره های جاودانه اش ، شایسته است که جشن های زیبا و مهر آورش نادیده گرفته شود ؟ مگر ریشه های ایرانی خشکیده اند که عشاق ایرانی تاکنون نام "سپندارمذگان" را نشنیده اند اما ولنتاین را . . .

افسوس . . . ! اما نه! هنوز دیر نشده . . . اگر تاکنون کوتاهی کرده ایم هم اکنون به سراغ کتاب ها برویم و بخوانیم و بدانیم که تاریخ ایران ما چقدر شکوهمند است و زیبا ! در تقویم یادداشت کنیم سپندارمذگان را و نیز مهرگان را ، تیرگان را ، سده را و  تمام جشن های زیبایمان را ، همچون یلدای خاطره انگیز که از پس قرن ها پاسش می داریم .

راستش را بخواهید امروز این متن را قرار دادم تا شاید کسانی که به دنبال عکس و مطلب و  چیزهای  دیگر برای تبریک ولنتاین هستند ، اتفاقی به اینجا بیایند و اگر عشق به وطن داشتند، تلنگری بخورد بر قلبشان . . .

                       119856.jpg

سپندارمذگان

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه : سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند.

کلودیوس به قدری بی‌رحم و فرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می‌شود...

بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان نهاد و نمادی می‌شود برای عشق!

در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین فرنگی. این روز «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است.

در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌‌شد، جشنی ترتیب می‌‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌‌گرفتند.

سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند.

ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می‌‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌‌گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهان‌بینی ایرانیان باستان است.زنده‌رود (برداشت آزاد با ذکر منبع)

رمز پرواز : یک عاقل می تواند هزار سال بیندشد ولی به قدر آنچه   

                عشق در یک روز می آموزد کسب نمی کند

                                                                    رالف والد امرسون

                          

/ 7 نظر / 5 بازدید
متهم

سلام وبلاگ قشنگي داري. اميدوارم موفق باشي خوش بحالت، نه بخاطر قشنگي وبلاگت خوش بحالت، نه بخاطر زنده بودنت خوش بحالت، بخاطر آزاد بودنت بدا بحالم، چون فقط تا چند روز ديگه آزادم! اميدوارم که تو اين مدت کمي که مي تونم به وبلاگم سر بزنم، شما رو هم ببينم. در ضمن خوشحال مي شم که با هم تبادل لينک کنيم به اميد ديدار، اي انسان آزاد

خيبرشکن

سلام خب معلوم هست که ما برای روز والن نيومديم اومديم عرض ادب کنيم يا علی

ميثم

سلام به ريحانه خانم...... خوبين؟ ديگه منو يادتون رفته انگار..

ميثم

امروزم که به زور فولاد رو يه ذره خم کرديم!!

ميثم

راستی در مورد ولنتاين من اعتقاد دارم از هر فرصتی برای عشق ورزيدن به هم نوع استفاده کرد ...(عشق سالم به همنوع)...حال اين روز ولنتاين باشه يا سپندار مذگان...... همونطور که ما هم ميلاد مسيح رو جشن ميگيريم...

ميثم

منم آپديت كردم و خوشحال ميشم بهم سر بزنيد.....شايد پست بعدي رو بدم شما بنويسيد...!!! حتمآ بهم سر بزنيد تا متوجه بشيد!!

علی شيروی

کجايی تو؟