بر بال های پرنده آبی






ریحانه


اول خط
خاطره ها
کبوتر نامه بر
اضافه به علاقمندی ها


نویسنده
ریحانه



پرنیانی مثل شعر
حرف اول
جانانه
پرنده آبی تنها
دوبیتی
دل تنگ
میخونه عشق
مشکل گشا
بهونه ها
غم دوبیتی
تو مهربونی
قصه ادامه داره
چشم عسلی
پرواز با تولد
سلام خدا
خاطره یک روز خوب


بر بال های دوست
دیوونه
گلادیاتور
شیعه مذهب برتر
منتظران
بچه های آسمان
استقلال همیشه قهرمانه
بهونه ها
سیب خوشبو
هجوم وحشی پاییز
خاکریز
صراط منیر
هم صدا با فرشته ها
اسپنتمان
محمد مهدی
نوشته های علی شیروی
مرجع
آخرین عشق
شب های سرد و ساکت
طلبه
پیامبر اعظم
سوال های منتظر جواب
review
از صفرتااینترنت
انجمن علمی فیزیک
رهگذر
متمتیکا و میپل
قطع و وصل یعنی خوف و رجا
مهربون ترین خدا


هوپا
سامی یوسف
دلنواز
انجمن فیزیک ایران
ویکی پدیا
فرهنگسرا
وبلاگ های فارسي
پرشين وبلاگ
قالب های وبلاگ
تفريحات اينترنتی
تالارهای گفتگو
قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی

لينکستان وبلاگهای ايرانی
ليست وبلاگهای به روز شده

لوگوی پرنده آبی

بر بال های پرنده آبی



جـشن های ملـــی

نوروز
اولین روز بهار
جشن زایش آشو زرتشت
در6فروردین
سیزده بدر
در13فروردین
فروردینگان
در 19فروردین
اردیبهشتگان
در3اردیبهشت زرتشتی و2اردیبهشت کنونی
خردادگان
در 6خرداد زرتشتی و 4 خرداد کنونی
تیرگان
در13تیر زرتشتی و 10 تیر کنونی
امردادگان
در7 امرداد زرتشتی و 3 امرداد کنونی
شهریورگان
در4شهریور زرتشتی و 30 امرداد کنونی
مهرگان
در16مهر زرتشتی و 10 مهر کنونی
دیگان
در1دی زرتشتی و 25 آذر کنونی
شب یلدا
شب تولد خورشید
جشن سده
در50روزمانده به نوروز
بهمنگان
در2بهمن زرتشتی و 26 دی کنونی
سپندارمذگان
در5 اسفندزرتشتی و29 بهمن کنونی




آمار و خروجی
  RSS 2.0  


پشتیبان
وبلاگ فارسی

   

حرف های معصوم !

سلام به همه عزيزان

آشنايان غريبه ها و . . .

چقدر دلم تنگ شده بود. وای از کجا بنويسم

آخه اين چند وقت بیشتر فکر می کردم و برای نوشتن وقت کم می آوردم

امايه ماجرايی پيش اومد . . نه برای من اما شاهدش بودم

و کاملاْ بهش واقفم . حالا يک کمی درباره اش می نويسم

به خاطر دل خودم  . . به خاطر همه  و به خاطر حروف !

حروفی که کمتر حاضريم با سکوت مبادله بشوند

همين حروف که می شود باهاشون قشنگ ترين کلمات و

جملات را به وجود آورد گاهی چقدر تلخ رديف می شوند

چقدر زهر آلود !

امان از  « زبان انسان » همه چيز را زبان خراب می کند

وگرنه حروف گناهی ندارند. اون ها هم حرمت دارن

تاسف بر انگيزه که دو نفر همديگر را دوست داشته باشند

ولی خيلی راحت حرمت حرف ها را که هيچ  حرمت خود

و کسی را که دوستش دارند می شکنند

 شايد برای تسکين اعصاب يا به کرسی نشاندن عقيده خود

جايی خوانده ام که « انسان ها بايد ياد شون باشه که رنجش خاطر

عزيزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است ساليان سال

زمان لازم باشد تا اين زخم ها التيام يابد.»

 اگرهم هيچ گاه التيام نيابند و تازه هر چند وقت يک بار سر باز کنند چی؟

چرا بيشتر مواقع حرف های خوب در جدال با زخم زبان کم می آورند؟

شايد يک دليل داشته باشه : غرور !

اگر گذشت و بخشش را ياد بگيريم آنجا که بايد غرورمان را بشکنيم

حرمت ها را نمی شکنيم

يک مثل چينی می گويد : « چای سرد و برنج سرد را می توان تحمل کرد

ولی نگاه سرد و سخن سرد قابل تحمل نيست »

باز هم بايد فکر کنم . . . اين همه حرفام نبود

 

 

رمز پرواز: نجات مؤمن در حفظ زبان اوست

                               پيامبر اکرم (ص)

 


به قلم ریحانه لحظه پرواز ۱:٢٤ ‎ب.ظ در دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٤