بر بال های پرنده آبی






ریحانه


اول خط
خاطره ها
کبوتر نامه بر
اضافه به علاقمندی ها


نویسنده
ریحانه



پرنیانی مثل شعر
حرف اول
جانانه
پرنده آبی تنها
دوبیتی
دل تنگ
میخونه عشق
مشکل گشا
بهونه ها
غم دوبیتی
تو مهربونی
قصه ادامه داره
چشم عسلی
پرواز با تولد
سلام خدا
خاطره یک روز خوب


بر بال های دوست
دیوونه
گلادیاتور
شیعه مذهب برتر
منتظران
بچه های آسمان
استقلال همیشه قهرمانه
بهونه ها
سیب خوشبو
هجوم وحشی پاییز
خاکریز
صراط منیر
هم صدا با فرشته ها
اسپنتمان
محمد مهدی
نوشته های علی شیروی
مرجع
آخرین عشق
شب های سرد و ساکت
طلبه
پیامبر اعظم
سوال های منتظر جواب
review
از صفرتااینترنت
انجمن علمی فیزیک
رهگذر
متمتیکا و میپل
قطع و وصل یعنی خوف و رجا
مهربون ترین خدا


هوپا
سامی یوسف
دلنواز
انجمن فیزیک ایران
ویکی پدیا
فرهنگسرا
وبلاگ های فارسي
پرشين وبلاگ
قالب های وبلاگ
تفريحات اينترنتی
تالارهای گفتگو
قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی

لينکستان وبلاگهای ايرانی
ليست وبلاگهای به روز شده

لوگوی پرنده آبی

بر بال های پرنده آبی



جـشن های ملـــی

نوروز
اولین روز بهار
جشن زایش آشو زرتشت
در6فروردین
سیزده بدر
در13فروردین
فروردینگان
در 19فروردین
اردیبهشتگان
در3اردیبهشت زرتشتی و2اردیبهشت کنونی
خردادگان
در 6خرداد زرتشتی و 4 خرداد کنونی
تیرگان
در13تیر زرتشتی و 10 تیر کنونی
امردادگان
در7 امرداد زرتشتی و 3 امرداد کنونی
شهریورگان
در4شهریور زرتشتی و 30 امرداد کنونی
مهرگان
در16مهر زرتشتی و 10 مهر کنونی
دیگان
در1دی زرتشتی و 25 آذر کنونی
شب یلدا
شب تولد خورشید
جشن سده
در50روزمانده به نوروز
بهمنگان
در2بهمن زرتشتی و 26 دی کنونی
سپندارمذگان
در5 اسفندزرتشتی و29 بهمن کنونی




آمار و خروجی
  RSS 2.0  


پشتیبان
وبلاگ فارسی

   

چرا . . .

 

« به نام آرام بخش قلبها »

در ایران  باستان که هر ماه سی روز و هر روز یک نام داشته ، یکسان شدن  نام روز و ماه را جشن می گرفتند ؛ مثلا روز پنجم هر ماه که اسپندارمز نامیده می شد در ماه دوازدهم سال با همین نام ، جشن اسپندارمزگان را به وجود می آورد . اسپندارمز لقب ملی زمین بوده ،  یعنی گستراننده ، مقدس ، فروتن و براین باور بودند که زمین نماد مهر است ؛ چون با فروتنی و تواضع و گذشت به همه مهر می ورزد و زشت  و زیبا را به یک چشم می نگرد . در فرهنگ ایران باستان اسپندارمز را  به عنوان نماد مهر می پنداشتند و جشنی با نام اسفندگان می گرفتند  که گرامیداشت « مهر » است . این خلاصه ای بود از داستان اسپندارمز که از هفته نامه « امرداد » انتخاب کردم و برای منظور من در این پست کافی به نظر می رسد ولی علاقمندان به راحتی می توانند پیشینه کامل این جشن راپیدا کنند .

اینکه در فرهنگ زیبا و تمدن با شکوه ایران ، سنت های بدیع بسیار داریم عجیب نیست ، آنچه غریب است میزان آشنایی ایرانیان و علاقه آنان به داشته هایشان است. چند سالی هست که ولنتاین بی هیچ کوششی محبوب شده و مهرورزان می کوشند گرامی اش بدارند ، مبادا سالی بگذرد و عشق بی روزی بماند ! مهر کار دل است و اسپند ارمز را هم می توان به دلها عرضه کرد و از مهر ورزیدن های شایسته ی آن روز  لذت برد ، ولی حیف که تقویم ما از عشق خالیست ! اگر قرار است چنین روزی باشد ، پس همه باید بدانند که هست و در تقویم ها بگنجد و اگر چنین قراری نیست ، مردم را در انتخاب چنین روزی آزاد بگذارند ؛ حتی اگر این روز از فرهنگی غربی آمده باشد . پارسال یکی از دوستان برایم نوشته بود : چقدر خودمان را از سایر مردم جهان جدا کنیم ؟ وقتی شرق و غرب ولنتاین را جشن می گیرند چرا ما نگیریم ؟دوست من حق داشت ؛ چرا که در کشور ما اسپند ارمز ِ خودمانی ، غریب تر از ولنتاین غربی است .

به هر جهت من این مطلب را تنها به خاطر علاقه فراوان به فرهنگ و سنت های ایران و به امید برداشتن قدمی بسیار ناچیز برای آشنایی برخی هموطنان نوشتم  و نه آنکه نشان دهم می توان جشن های زیبایش را جایگزین  مراسم غربی و شرقی ِ رایج در کشورمان کرد . هر چند ؛ ای کاش که چنین بهانه ای به احیای آن کمک کند . . .

 

رمز پرواز : ملت عشق ازهمه دین ها جداست     

               عاشقان  را ملت و مذهب خداست

                                                       مولانا


به قلم ریحانه لحظه پرواز ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ در سه‌شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٦

هيچ مگو

                          « به نام آرام بخش قلبها »

من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو  ................... پيش من جز سخن شهد و شكر هيچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو   ..................  ور از اين بي خبري رنج مبر هيچ مگو

دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت ..................  آمدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگو

گفتم اي عشق من از چيز دگر مي ترسم  ..............   گفت آن چيز دگر نيست دگر هيچ مگو

من بگوش تو سخن هاي نهان خواهم گفت ....... سر بجنبان كه بلي جز كه به سر هيچ مگو

گفتم اين روي فرشته است عجب يابشراست …. گفت اين غير فرشته است و بشر هيچ مگو

گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شد ….......  گفت ميباش چنين زير و زبر هيچ مگو

اي نشسته تو در اين خانه ي پر نقش و نگار ...... خيز از اين خانه برو رخت ببر هيچ مگو

غير شمس الحق تبريز مبين مولانا ..................... مثل رخساره ي اين نور نظر هيچ مگو

رمز پرواز : پيروزي واقعي از آن كساني است كه در علم ، دين و اخلاق

              پيروز باشند .

                                                                             مارتين لوتر

 


به قلم ریحانه لحظه پرواز ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ در دوشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٦