بر بال های پرنده آبی






ریحانه


اول خط
خاطره ها
کبوتر نامه بر
اضافه به علاقمندی ها


نویسنده
ریحانه



پرنیانی مثل شعر
حرف اول
جانانه
پرنده آبی تنها
دوبیتی
دل تنگ
میخونه عشق
مشکل گشا
بهونه ها
غم دوبیتی
تو مهربونی
قصه ادامه داره
چشم عسلی
پرواز با تولد
سلام خدا
خاطره یک روز خوب


بر بال های دوست
دیوونه
گلادیاتور
شیعه مذهب برتر
منتظران
بچه های آسمان
استقلال همیشه قهرمانه
بهونه ها
سیب خوشبو
هجوم وحشی پاییز
خاکریز
صراط منیر
هم صدا با فرشته ها
اسپنتمان
محمد مهدی
نوشته های علی شیروی
مرجع
آخرین عشق
شب های سرد و ساکت
طلبه
پیامبر اعظم
سوال های منتظر جواب
review
از صفرتااینترنت
انجمن علمی فیزیک
رهگذر
متمتیکا و میپل
قطع و وصل یعنی خوف و رجا
مهربون ترین خدا


هوپا
سامی یوسف
دلنواز
انجمن فیزیک ایران
ویکی پدیا
فرهنگسرا
وبلاگ های فارسي
پرشين وبلاگ
قالب های وبلاگ
تفريحات اينترنتی
تالارهای گفتگو
قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی

لينکستان وبلاگهای ايرانی
ليست وبلاگهای به روز شده

لوگوی پرنده آبی

بر بال های پرنده آبی



جـشن های ملـــی

نوروز
اولین روز بهار
جشن زایش آشو زرتشت
در6فروردین
سیزده بدر
در13فروردین
فروردینگان
در 19فروردین
اردیبهشتگان
در3اردیبهشت زرتشتی و2اردیبهشت کنونی
خردادگان
در 6خرداد زرتشتی و 4 خرداد کنونی
تیرگان
در13تیر زرتشتی و 10 تیر کنونی
امردادگان
در7 امرداد زرتشتی و 3 امرداد کنونی
شهریورگان
در4شهریور زرتشتی و 30 امرداد کنونی
مهرگان
در16مهر زرتشتی و 10 مهر کنونی
دیگان
در1دی زرتشتی و 25 آذر کنونی
شب یلدا
شب تولد خورشید
جشن سده
در50روزمانده به نوروز
بهمنگان
در2بهمن زرتشتی و 26 دی کنونی
سپندارمذگان
در5 اسفندزرتشتی و29 بهمن کنونی




آمار و خروجی
  RSS 2.0  


پشتیبان
وبلاگ فارسی

   

شب يلدا

 

                                           « به نام آرام بخش قلبها »

 

می رفت - با شکوه تر از شب -

          همراه گیسوان بلندش

                   تا باغ های روشن فردا

                                                  یلدا !

               

یلدا

یلدا واژه ای سریانی است به معنی تولد و منظور از آن تولد خورشید و تجدید حیات مهر می باشد که از آن روز به بعد شدت تابش خورشید افزایش می یابد .

این شب نام های متفاوتی دارد از قبیل چله ، خور روز یا  خرم روز

چله نامیده می شود به این دلیل که آغاز چله بزرگ و افزایش سرماست . چله بزرگ از اول دیماه تا ۱۰ بهمن  و چله کوچک از ۱۰ بهمن تا ۲۰ اسفند ماه است.

خور روز یعنی روز خورشید

و خرم روز نامیده می شود به دلییل جشنی که آنروز به مناسبت همنام شدن این روز با روز اول دیماه برگزار می شود ( دی به معنای آفریگار است )

 

سابقه شب یلدا

شب یلدا اول زمستان و طولانی ترین شب سال ، شب زایش خورشید شکست ناپذیر و جشن تولد مهر می باشد. در قرون گذشته که پایه زندگی مردم بر اساس کشاورزی و چوپانی قرار داشت ، آنان در اثر گذشت زمان با گردش خورشید ، تغییر فصول  ، بلندی و کوتاهی روز و شب ، جهت حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته بودند و فعالیت هایشان را با آنها تنظیم می کردند . در باور ایشان روشنی روز و تابش خورشید از نشانه های ایزدی و نیک بود . در مقابل تاریکی ، شب و سرما را از نشانه های اهریمنی می پنداشتند .کم کم این اعتقاد بر ایشان پیدا شد که نور وتاریکی ، روشنی و ظلمت در یک نبرد و کشمکش همیشگی به سر می برند.

فردای آن شب که به دلیل طولانی شدن تاریکی ، نحس و بد یمن شمرده می شد ، با طلوع خورشید روزها طولانی تر شده و تابش نور ایزدی فزونی می یافت .

 

 یلدا و اروپا

هنگامی که آئین مهر از ایران در تمام جهان متمدن کهن منتشر شد ، در روم و بسیاری از کشور های اروپایی روز 21 دسامبر را به عنوان روز تولد مهر یا میترای شکست ناپذیر جشن می گرفتند .

از منابعی که در دست است می دانیم که پیران و پاکان با لباس نو به بالای تپه ای رفته و طی مراسمی از پروردگار آسمان می خواستند که رهبر بزرگ را برای رستگاری میان آدمیان گسیل دارد و باور داشتند که نشانه زایش آن ناجی ، ستاره ای است که بالای کوهی – به نام فیروزی – که دارای درخت بسیار زیبایی بوده است پدیدار خواهد شد و موبد بزرگ برای این مناسبت دعایی می خوانده که قسمتی از آن هنوز در کتاب بهمن یشت بر جای مانده و آن دعا این است :

آن شب که سرورم آید 

                                   نشانه ای از ملک آید

که ستاره از آسمان ببارد

                                هم آنگونه که رهبرم آید

                ستاره اش نشان نماید

به طور کلی دعا برای آمدن منجی و سپاسگزاری از رحمت و بخشش خداوند و نیایش کردن از مرسومات و اعتقادات آن شب بوده است .

اما در سده چهارم میلادی بر اثر اشتباهی که در کبیسه رخ داد روز تولد مهردر تاریخ 25 دسامبر واقع شد

و همان هنگام بود که دین مسیحیت رواج پیدا کرد و متولیان کلیسا نتوانستند آیین مهر را براندازند ، از همین رو ، روز 25 دسامبر را روز تولد عیسای مسیح اعلام نمودند . از این روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگار و نشان آئین مهر است و تمام مسیحیان شب تولد مسیح را جشن گرفته و تا بامداد ، بیدار مانده و به خوردن ونوشیدن و شادی می گذرانند و در واقع همان مراسم و مناسک آئین مهر را به جای می آورند .

آغاز سال میلادی در جهان مسیحیت که تحت نفوذ آئین میترایی بود ، هنوز هم با آغاز زمستان همراه می شود

در ایران قدیم نیز شروع سال در آغاز زمستان قرار داشت که با مرور زمان اعتدال ربیعی _روز اول بهار)

را جایگزین انقلاب شتوی (روز اول دیماه ) کردند .

 

سفره شب یلدا

در شب یلدا مردم جهت رفع بد یمنی حاصل ازتاریکی طولانی مدت این شب و انتظار پیروزی نور بر تاریکی ، بر گرد سفره ویژه ای به نام «میزد » می نشستند و آتش می افروختند واز ایزد ، روشنایی و برکت می طلبیدند تا زمستان را به خوشی  سر کنند . این سفره به مناسبت غلبه خورشید بر تیرگی اهریمن دیرپای یلدا ، گسترده می شد که جنبه مذهبی داشته است .در آن سفره از میوه های تازه و خشک (هندوانه ، انار ، فندق ، پسته و ...) یا به اصطلاح زرتشتیان « لرک » استفاده می شد.

« دَ ذ وَ» در اوستا به معنای آفریدگار و خداوند آمده است و در پهلوی به « ددوی» تغییر شکل یافته و همین کلمه «دی» در فارسی امروزی می باشد .

به قول ابو ریحان بیرونی این روز را «خور» روز می نامیدند و به روز اول دی ماه خرم روز می گفتند .

 

 

دوستان گرامی !

سلام ، آنچه ملاحظه کردید تنها گوشه هایی از سرنوشت زیبای « یلدا» بود ، که علاقه به سرزمین رویایی ، پاک ، متمدن و جاودانه مان «ایران» موجب نگارش آن شد .امیدوارم این علاقه در همگی شما عزیزان به گونه ای باشد که مشتاق باشید از طریق دیگر سایت ها درباره یلدا بیشتر بدانید تا آئین ها ی جالب و باستانی ما زنده بمانند مثلا در سایت فرهنگسرا  می توانید مطالب کاملتری پیدا کنید .

 

امیدوارم شب یلدا به همه شما خوش بگذرد . . . فال حافظ فراموش نشود !!!!!

 

 

رمز پرواز : خلوت دل نیست جای صحبت اضداد         دیو چو بیرون رود فرشته در آید

              صحبت حکام  ظلمت شب یلداست         نور ز خورشید جوی بو که برآید

                                                                                             لسان غیب


به قلم ریحانه لحظه پرواز ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ در چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٤

يه آسمون پرنده

 

 « به نام آرام بخش قلبها »

 

حتی توی قفس هم به اندازه اینجا دلتنگ نمی شدی !

باید می رفتی

ندیدن آبی آسمونی بیمارت کرده بود

انگار دوباره نا مهربونی  سراغت اومده باشه

و آدما  عجیب خودشونو گول می زنند : " رفتن  ییلاق "

از هوای سرد فراری شدن !!

شیبه شهابای ناقلا که ستاره ها رو فراری می دن

هیچ حواسشون نبود به غمگینی نگاه و کبودی قلبت

همون جوری که حواسشون نیست

دوستی ها به کبودی می زنه ومحبت رنگ غم گرفته  . . .  

می دونستی هوای پریدن دارم اما یهو رفتی

بی خبر ، بی خداحافظی . . . مث دلخوشی های کوچولوی احساس

شایدم نشونی منو توغبار بی رحم گم کردی ؟

حقم داری اینجا خیلی چیزا گم می شن

عشق که به سرگیجه افتاده ! همه اشتباهی بهش نشونی میدن

بگذریم ، باید خبرت می کردم . . .

بغض آسمون ترکیده

دلش به حال آدما نسوخته ها

که اونا خودشونم واسه خودشون دلسوزی نمی کنن !

اونا بیشتر می تونن دلی رو بسوزونند

. . .  باید خبرت می کردم چون می دونم خوشحال میشی

 آسمون صورتش را می شوید تا آبی باشه ، بلکه برگردی

آخه به پرواز تو ، آوازت دلخوش بود

پرنده !

 

 

رمز پرواز : انسان ترکیب عجیبی است ، در عین ناچیزی ،خود را

              برتر از همه می شمارد

                                                                          اشیل

 


به قلم ریحانه لحظه پرواز ٥:٢٠ ‎ب.ظ در شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٤

شاعر کوچه احساس

 

                                  «به نام آرام بخش قلبها »

 

 

 

نه عقابم نه کبوتر اما

چون به جان آیم در غربت خاک

بال جادویی شعر

بال رویایی عشق

می رسانند به افلاک مرا

اوج می گیرم اوج

می شوم دور از این مرحله دور

می روم سوی جهانی که در آن

همه موسیقی جان است و گل افشانی نور

همه گلبانگ سرور

تا کجاها برد آن موج طربناک مرا

نزده بال و پری بر لب آن بام بلند

یاد مرغان گرفتار قفس

می کشد باز سوی خاک مرا !

 

 

رمز پرواز : روح زندگان از افکار مردگان سرشته است

                                                   گوستاو لوبون

 


به قلم ریحانه لحظه پرواز ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ در جمعه ٤ آذر ۱۳۸٤