بر بال های پرنده آبی






ریحانه


اول خط
خاطره ها
کبوتر نامه بر
اضافه به علاقمندی ها


نویسنده
ریحانه



پرنیانی مثل شعر
حرف اول
جانانه
پرنده آبی تنها
دوبیتی
دل تنگ
میخونه عشق
مشکل گشا
بهونه ها
غم دوبیتی
تو مهربونی
قصه ادامه داره
چشم عسلی
پرواز با تولد
سلام خدا
خاطره یک روز خوب


بر بال های دوست
دیوونه
گلادیاتور
شیعه مذهب برتر
منتظران
بچه های آسمان
استقلال همیشه قهرمانه
بهونه ها
سیب خوشبو
هجوم وحشی پاییز
خاکریز
صراط منیر
هم صدا با فرشته ها
اسپنتمان
محمد مهدی
نوشته های علی شیروی
مرجع
آخرین عشق
شب های سرد و ساکت
طلبه
پیامبر اعظم
سوال های منتظر جواب
review
از صفرتااینترنت
انجمن علمی فیزیک
رهگذر
متمتیکا و میپل
قطع و وصل یعنی خوف و رجا
مهربون ترین خدا


هوپا
سامی یوسف
دلنواز
انجمن فیزیک ایران
ویکی پدیا
فرهنگسرا
وبلاگ های فارسي
پرشين وبلاگ
قالب های وبلاگ
تفريحات اينترنتی
تالارهای گفتگو
قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی

لينکستان وبلاگهای ايرانی
ليست وبلاگهای به روز شده

لوگوی پرنده آبی

بر بال های پرنده آبی



جـشن های ملـــی

نوروز
اولین روز بهار
جشن زایش آشو زرتشت
در6فروردین
سیزده بدر
در13فروردین
فروردینگان
در 19فروردین
اردیبهشتگان
در3اردیبهشت زرتشتی و2اردیبهشت کنونی
خردادگان
در 6خرداد زرتشتی و 4 خرداد کنونی
تیرگان
در13تیر زرتشتی و 10 تیر کنونی
امردادگان
در7 امرداد زرتشتی و 3 امرداد کنونی
شهریورگان
در4شهریور زرتشتی و 30 امرداد کنونی
مهرگان
در16مهر زرتشتی و 10 مهر کنونی
دیگان
در1دی زرتشتی و 25 آذر کنونی
شب یلدا
شب تولد خورشید
جشن سده
در50روزمانده به نوروز
بهمنگان
در2بهمن زرتشتی و 26 دی کنونی
سپندارمذگان
در5 اسفندزرتشتی و29 بهمن کنونی




آمار و خروجی
  RSS 2.0  


پشتیبان
وبلاگ فارسی

   

خط به خط

 

تو را سپاس

تو را می خوانم با شرم در سکوت بی هوا

از اول خط خواندی مرا ؛ خطی که در این دنیا آغازم کردی

آنگاه که لبخند را توشه ام ساختی ،

اندیشه را هادی ام و دل را پناهم

به یادم  می آیی . . . چه شیرینی !

از هر دری باغ  می نمایی ، از هر راهی سفر می آفرینی

از هر کسی قصه می گویی ، از هر گلی شبنم می باری

از هر کلامی درس می دهی ، از هر عشقی زندگی می سازی!

زندگی را ادامه می دهم . . . روزی به تو خواهم رسید !


به قلم ریحانه لحظه پرواز ۱:٠٦ ‎ق.ظ در دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٩

نوروز 89

 

« به نام آرام بخش قلبها»

بنشینیم بر باور رویای جهان 

                                        خاموش...

ببینیم چکه های رنگ ها را ، لحظه ها را   

بشنویم نغمه های زندگی را، روزها را            

                                      در سکوت...

بیندیشیم فصل ها را و سال ها را

هر خزان

چون بر میگیرد از درختی ، تند بادی ،

                  سبز و زرد و قهوه ای را

در بهاران

با نسیمی می نشاند بر نگین شاخه ای

سپید و صورتی و گلبهی

لحظه ای درنگ...

یک فنجان معرفت،

بنوشیم سمفونی زیبای طبیعت را ...

ببوئیم عطر دل انگیز خدا را ...

 

رمز پرواز: هر روزتان نوروز    نوروزتان پیروز

 


به قلم ریحانه لحظه پرواز ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ در یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩

خاله شدم!!

خوشحالم که  بالاخره یه روح مهربونی داوطلب اومدن به دنیا شد که منم بشم خاله البته  این وسط افراد دیگری هم حضور داشتند که مفتخر به نام های مادر ، پدر، دایی ، عمو ، عمه ، پسر عمه ، مامان و بابابزرگ و  . . .  شدن !                                      

از جمله اتفاقات جالب اینه که نمی دونم چرا هی  ازم  می پرسن چه حسی داری خاله شدی ؟!  و من هی   یاد مصاحبه هایی می افتم که از برندگان نوبل یا قهرمانان جام جهانی و . . . دیدم   و در جواب که می گم هیچی ! طرف اصلا راضی نمیشه یا شاید باور نمی کنه  !!  بعد که میگم  اومدن این بچه یه اتفاق فوق العاده است که زیبایی خاصی به زندگی ما داده و از این بابت خیلی خوشحالم ؛ طرف فکر میکنه جواب سوالش رو گرفته !

دیگه  اینکه  تقریبا همه  سعی دارن چهره نگاری کنن  تا  بفهمن  قیافه  نی نی  به کی رفته ؟! منم سعی کردم به این جماعت بپیوندم  ولی واقعیت اینه که استعدادی در این زمینه ندارم ،  فقط  به نظرم نی نی خوشگله ؛ بودنش ، شیر خوردنش ، گریه هاش و خوابیدنش.

نی نی ما کم کم یادش میره که از کجا اومده و روح مهربونش چرا داوطلب  شد ولی امیدوارم بخواد بدونه  که  قراره به کجا بره ، چطور  و  با کی بره ! دوس دارم کمکش کنم.

 

رمز پرواز : هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که خدا هنوز از انسان

               ناامید نشده!

                                                                     رابیندرانات تاگور


به قلم ریحانه لحظه پرواز ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ در چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸

روز مبادا

وقتی تو نیستی

نه هست های ما چونانکه بایدند

                                  نه باید ها...

مثل همیشه آخر حرفم 

و حرف آخرم را  ، با بغض می خورم

 

عمری است  لبخندهای لاغر خود را

در دل ذخیره می کنم:

                               باشد برای روز مبادا !

 

اما

در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست

 

آن روز هر چه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اما کسی چه می داند؟

شاید

امروز نیز روز مبادا باشد !

 

وقتی تو نیستی

نه هست های ما چونانکه بایدند

                                  نه باید ها...

 

 

هر روز بی تو

        روز مباداســـت !

 


به قلم ریحانه لحظه پرواز ٤:٥۳ ‎ب.ظ در یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸

چه بخواهی چه نخواهی

 

 دل من میل تــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی

 دیده ام جای ـو باشد ، چه بمانی ، چه نمانی

 جان  به راه تـو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی

  من که بیمار تو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی 

 می تــوانی به همـه عـمر ، دلــم را بفریبی

 ور بکوشی ز دل من بگریزی ، نتـــــوانی

دل من سوی تـــــو آید ، بزنی یا بپذیری

بوســه ات جان بفزایـد ، بدهی یـا بستانی

 جانی از بهر تو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی 

شعرم آهنگ تو دارد ، چه بخوانی چه نخواهی

 

رمز پرواز : هیچ چیز غیر از خدا، تشنه کام معرفت را سیراب نمی کند


به قلم ریحانه لحظه پرواز ٦:۳٩ ‎ب.ظ در دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸

درد

« به نا م آرام بخش قلبها »

دردهای من
جامه نیستند
تا زتن درآورم
" چامه و چکامه " نیستند
تا به " رشته‌ی سخن " درآوررم
نعره نیستند
تا ز " نای جان " برآورم

دردهای من نگفتنی است
-
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام‌هایشان
جلد کهنه شناسنامه‌هایشان
درد می‌کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه‌های ساده‌ی سرودنم
دردمی‌کند
-
اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه‌ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگ‌های توبه‌توی آن
جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می‌زند ورق
شعر تازه‌ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می‌زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

قیصر امین‌پور – بخشی از دردواره(1)، کتاب آیینه‌های ناگهان

 

رمز پرواز : هرگاه از اشک کودکی متلاطم نشدید، در بزرگی خود شک کنید

                                        


به قلم ریحانه لحظه پرواز ۱:٠٩ ‎ق.ظ در یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸

سپندارمذگان

 

* عشق من تویی و من عشق تو و عشق رمز ما

با من باش تا تمام روزها را به نامت جشن بگیرم

آخر با تو می شود نام تمام روزها را " روز عشق " گذاشت

اما بدون تو، لحظه ها چگونه عاشقانه بگذرند؟

و چگونه به روز عشق برسند ؟

من از پس هزاره ها، سپندارمذگان را یافته ام

دوستش دارم؛

آبی است همچون قلبت و لطیف است چون عشق

مثل روزهایی که بارور شدن دوباره عشق را یاد آور می شوند؛

نوروز، یلدا، مبعث ، غدیر ، قربان و حتی ولنتاین از آن دور دست ها !

دوستش داری؟

 

** اگر عشق نبود، به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟

کدام لحظه نایاب را اندیشه می کردیم ؟

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری . . .

بی گمان پیش از اینها مرده بودیم  اگر . . . عشق نبود !

 

* * * رمز پرواز : خدا وقتی بخواد بزرگی آدم رو اندازه بگیره

                          متر رو بجای قدش ، دور قلبش می گیره !!!

 


به قلم ریحانه لحظه پرواز ٩:۳٥ ‎ب.ظ در سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧

یه بار دیگه استقلال قهرمان شد ...

 

بین همه تیمهای دنیا

قهرمانی مبارک

 


به قلم ریحانه لحظه پرواز ٩:۱٦ ‎ب.ظ در دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٧

سال نو مبارک

Image hosted by allyoucanupload.com

به قلم ریحانه لحظه پرواز ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ در پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٧

بازم تولد اما . . .

 

« به نام آرام بخش قلبها »

 

یه سال دیگه گذشت ...

یه بار دیگه ... دم دمای بهار ... یه سال دیگه از عمرمون گذشت

همیشه روز تولدم از کادو گرفتن خجالت می کشیدم

... و امسال هم !

همیشه روز تولدم بیشتر از همیشه یاد مرگ می افتادم

... و امسال هم !

همیشه روز تولدم اتفاقاتی که انتظار ندارم می افته

... و امسال هم !

همیشه روز تولدم احساس خوبی از بودنم ندارم

... و امسال هم !

 

خدایا فقط می خوام شکرت کنم ...فقط همین .

خدایا شکرت

 


به قلم ریحانه لحظه پرواز ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ در شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٦